تبليغاتX
من و در گیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه
من و در گیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه

Home Email Archive Designer

"مرگ یک اتفاق معمولی است"

 

 

" مرگ یک اتفاق معمولی است "

وقتی از شوق زندگی دوری

عاقبت من و تو می میریم

من به یک نوع تو هم به یک جوری

 

مرگ یک اتفاق معمولی است

وقتی از غصه می شوی لبریز

فصل انعکاس چشمانت

" پادشاه فصل ها پاییز"

 

مرگ قصه ی هم آغوشی است

بین مرد مست راننده

پشت فرمان تیز یک خودرو

با اَجَل ، پری  ِ یک دنده

 

مرگ یک اتفاق معمولی است

ساده مثل خطوط خوابیده

که  ، رها می کند مرا از من

از نفس ، بی صدای پیچیده

 

زندگی خُلق ذاتی اش مکر است

دیدی آخر چگونه شوتم کرد

مثل یک شمع نیمه جان امشب

دیدی آخر چگونه فوتم کرد

 

مرگ یک اتفاق معمولی است

وقتی از حجم زندگی سیری

اَجَلَت هم اگر نیاید ، تو

ذره ذره غریب می میری

 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386 ساعت 2:20 توسط فاطمه ترابی |


          با من  ......   

                                         

 

اینبار هم با من بگو با من بگو با من

از ابتدای قصه ات تا انتها با من

 

از نورهای ابلق فانوس شبگردان

هم از سکوتت در هجوم این صدا با من

 

از اضطراب دستهای پر که می ترسند

هم از خیال راحت و بی ادعا با من

 

از امتداد مبهم گیسوی بی پایان

از طرح های چارچوب بی هوا با من

 

از شبنم اشک نا ودان های خیابان ها

از مُردگی در این سیاه بی بها با من

 

از دو گُزید ن های این جمع غبار آلود

دیروز یک بام وکنون با دو هوا با من

 

از عا شقی ها یت بگو با من بگو با من

از دلسپردن، دلبری،از این خطا با من

 

از ساعتی که روزها در اوج خا موشی است

از مار شب که می خزد بر پرده ها با من

 

تندیس قلبت را ببین تاریکی مطلق

امشب بگو از کثرت و عمق گنا با من

 

با ل و پرت در این گناهان غرق در لذت

خوش باش پا سخگوی این ساعات دنیا،من

 

سوگند گر می شد،که می گفتم همین امشب

تو غرق شادی شومجازات خدا با من

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 0:28 توسط فاطمه ترابی |


Home | Archive | Email