"مرگ یک اتفاق معمولی است"
" مرگ یک اتفاق معمولی است "
وقتی از شوق زندگی دوری
عاقبت من و تو می میریم
من به یک نوع تو هم به یک جوری
مرگ یک اتفاق معمولی است
وقتی از غصه می شوی لبریز
فصل انعکاس چشمانت
" پادشاه فصل ها پاییز"
مرگ قصه ی هم آغوشی است
بین مرد مست راننده
پشت فرمان تیز یک خودرو
با اَجَل ، پری ِ یک دنده
مرگ یک اتفاق معمولی است
ساده مثل خطوط خوابیده
که ، رها می کند مرا از من
از نفس ، بی صدای پیچیده
زندگی خُلق ذاتی اش مکر است
دیدی آخر چگونه شوتم کرد
مثل یک شمع نیمه جان امشب
دیدی آخر چگونه فوتم کرد
مرگ یک اتفاق معمولی است
وقتی از حجم زندگی سیری
اَجَلَت هم اگر نیاید ، تو
ذره ذره غریب می میری

