تبليغاتX
من و در گیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه
من و در گیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه

Home Email Archive Designer

         سلام

                 این شعر تقدیم به همه ی شما که ...................

 

 

 

می خوام آسون بگیرم من

که آسون گیر ِ من باشی

نمی خوام حس کنم تنهام

می خوام درگیر من باشی

 

بشور این قلب خاکی مو

نمی خوام فِک کنم پوچم

نمی خوام بعد ِ این شستن

هنوزم حس کنم نوچم

 

بیا له کن قدم هامو

بزار باور کنم هستی

بدونم که تو پابندی

به من ، اون عهدی که بستی

 

نمی گم با تو تا کردم

نمی گم با بَدت ساختم

ببین تو دستای آخر

تموم عمرمو باختم

 

بزار ته برگ و وردارم

بزار که دستمون نو شه

نزار تو فصل بی گندم

تموم کِشتمون جو شه

 

فقط یک فرصت دیگه

حالا که غرق احساسم

نمی خوام یِر به یِر باشیم

با اینکه صاحب آسَم

 

نمی خوام سیر اَزَت باشم

نمی خوام سیر ِ من باشی

نمی خوام حس کنم تنهام

می خوام درگیر من باشی

 

 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386 ساعت 0:10 توسط فاطمه ترابی |


Home | Archive | Email